خط خطي
عُق مي زنم اين روزهاي نكبتي رااين شهر را اين آشناي پاپتي رابيزارم از كابوس هاي وقت و بي وقتبا شِعر تنها مي نشينم ساعتي رابي پول، بي آينده، بي كار و بدهكاردر فال هم مي بينم اين بي رغبتي رابا استرس مي خوابم اما مرده شوره...اين خواب هاي فيكِ قرص و شربتي رابوي عفونت هاي ويروسي گرفتهاين عاشقي هاي
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: یوسف کریمیان
تاريخ: سه
شنبه
13 تير
1396 ساعت: 0:33